قهرمان ميرزا عين السلطنه

1354

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خود مرحمت فرموده . تمام گندم را مجانا به سرحد ارس رسانيدند و از سى تومان گفتند يك مرتبه به ده تومان قيمت گندم رسيد . ساير جاها خيلى گران است . « گاو ميرى » هم معركه مىكند . از پارسال حشمى باقى نمانده ، چه از گرسنگى تلف شدند چه از ناخوشى و هنوز هم ناخوشى در ميان مواشى موجود است . سردار مكرم رئيس قورخانه - خازن اقدس قورخانه را از ضياء الملك گرفته به سردار مكرم دادند ، فقط براى اين‌كه دوازده هزار تومان طلب داشت و مطالبه مىكرد . چند روز قبل در توپخانه مىگفت دو هزار تومان از خزانهء اندرون به رسم قرض به من مرحمت شده بود حالا محصل گذاشته مطالبه مىكنند و حال آن‌كه دوازده هزار تومان طلب دارم . هرچه مىگويم در عوض آن محسوب شود جواب مىدهند تنخواه خازن اقدس است و بايد رد شود . خازن اقدس ددهء شاه است و مثل امين اقدس مرحوم خزانه و جواهرات اندرون سپرده به مشار اليها است . مجير السلطنه رئيس اصطبل اصطبل توپخانه كه با صديق همايون امير آخور سابق شاه بود به مجير السلطنه برادرزادهء نظام السلطنه مرحمت شد . گويا در وقتى كه به بنادر فارس مىرفت تقديمى داده بود و حال استطاعت پس‌دادن را نداشتند ، اين‌كار را در عوض دادند . دورهء ميرزاها تا حال ميرزا به اين كارها داخل نشده بود . حالا اول آن است كه ميرزاها به نظام و اصطبل و غيره هم دخالت كنند . روزگار روزگار اين ميرزاها است . به هرچه رو كنند قبول مىشود . هرچه مداخل است در جيب آنها ، هرچه منافع است در يد آنها . مرسوم و مواجب آنها هم حدّ و حصر ندارد . به هزار اسم و رسم مىبرند ، نمىدانم براى كه گفته‌اند كه در اين عهد مشهور است : ديدى كه چطو شد * قلمدونم قشو شد حالا صحت پيدا كرد . اين نظام السلطنه و كسانش از همه مصرتر و جسورتر و زرنگ‌ترند .